خانه / روانشناسی / شخصیت شناسی / برخی از اشتباهات شناختی در رابطه با ازدواج را بشناسیم

برخی از اشتباهات شناختی در رابطه با ازدواج را بشناسیم

برخی خطاهای شناختی در ازدواج 

زیبایی:

هر انسانی زیبایی را دوست دارد و جذب آن میشود و نمیتوان گفت زیبایی معیار مهمی در انتخابهای ما نیست و همه میدانیم ممکن است زیبایی عادی شود اما نازیبایی عادی نمیشود.اما زیبایی و جذابیت باعث میشود میل و کشش شدید بیوشیمیایی و حسی برای ارتباط در افراد بوجود آمده و سبب شود واقعیت برایشان تحریف شود و به شناخت واقع بینانه ای نرسند.نکته مهم دیگر اینکه شما زیبایی را در کنار چه صفات اخلاقی میخواهید و اگر آنها نباشند آیا باز زیبایی در اولویت اول شما خواهد بود؟

 

احساس شدید:

اگر شما قبل از انتخاب فرد مورد نظرتان، با احساسات و هیجانات شدید با او روبرو شوید؛ دیگر نمیتوانید به شناخت درستی از او برسید. پس شما هر اختلافی را در او انکار میکنید و فکر میکنید چون او را دوست دارید و او شما را دوست دارد حتماً آدم مناسبی هم برای ازدواج با شما خواهد بود! گاهی افراد میگویند من حس میکنم آدم خوبی است یا گفته دوستم دارد! اینکه یک نفر شما را چه اندازه دوست دارد یا حسهای شما چه می گوید دلیل قانع کننده ای نیست که او مناسب شما هم باشد یا شما مناسب او باشید

احساسات شدید شما را به دیگری شبیه نمیکند و با وابستگی هم شما نمیتوانید یک رابطه غلط را مناسب خود و کسی که شما را نمیخواهد برای خود کنید! هر ارتباطی باید دو طرفه و هدفمند باشد و هر دو از این هدف، آگاه و به هم علاقمند باشند؛فقط اینکه چون شما عاشق کسی هستید او هم باید شما را بخواهد، منطقی نیست.


موقعیت اجتماعی:

بسیارند افرادی که از موقعیت شغلی و اجتماعی بالایی برخوردارند و عملکرد بیرونی موفقی دارند اما به دلیل آسیبهای روانی یا برخورداری از هوش اجتماعی و عاطفی پایین، زندگی و درون آشفته و روابط شکست خورده ای دارند. مجذوب شدن شما به موقعیت یا شهرت آنها باعث میشود از شناخت واقعی آنها دست کشیده و به خطا فکر کنید که چنین شخصی حتما مناسب ازدواج با شما نیز خواهد بود.

 

احساس تنهایی:

اگر تنهاییهای شما از نوع بی اعتمادی به دیگران یا انزوا است یا اینکه باور دارید کسی شما را دوست ندارد، در این دنیا کسی را ندارید و بدبخت هستید؛ این تنهایی شما ریشه در عزت نفس ضعیف، بی اعتمادی درونی و ناامنی روانی دارد پس شما ممکن است به دیگران بچسبید تا آنها دوای درد تنهایی شما شوند. نه ازدواج و نه عاشق شدن و نه هیچکس، دوای این جنس از تنهایی نیست.

 

 احساس نیاز:

یکی از دلایل ارتباط ما با دیگران میتواند نیازهای ما باشد. هر انسان عادی نیازهایی در او برای جنس مقابل و همدم داشتن وجود دارد. اما اینکه فردی فکر کند دیگری باید تمام نیازهای او را رفع کند و مسئول نیازهای او باشد توقعی غیرمنطقی است. افراد در خود نیازهایی حس میکنند و به دیگرانی که فکر میکنند آن نیاز را ندارند، می چسبند. مانند کسی که ضعف عزت نفس دارد و تا قدرت را در فردی مشاهده میکند که میتواند ناشی از قضاوت غلط او هم باشد به او جذب میشود تا احساس قدرت نماید. در حالی که این تکمیل شدن در کنار دیگری نیست بلکه باعث میشود فرد واقعیات مسائل خودش را نبیند و سهم خود را در تغییر شخصیت خود در نظر نگیرد.


 تغییر شخصیت:

شما یا افراد دیگر هر چقدر توانمند باشید در ازدواج نمیتوانید باعث تغییر یکطرفه شخصیت همدیگر شوید. ممکن است شما یا دیگری چند صباحی بدلیل شرایط اولیه آشنایی یا رابطه، تغییر رفتار داده باشید اما این مانند تغییر لباس است نه تغییر بدن…! فرض کنید اگر فرد مورد نظرتان از جهت شخصیت، فردی عصبی یا دروغگو است ممکن است مدتی بخاطر بدست آوردن شما یا تاثیر طبیعی شرایط، تغییر رفتار داده باشد اما او همچنان همان شخصیت قبلی را خواهد داشت. بهتر است تفاوت بین صفات شخصیتی با رفتاری را متوجه باشید و در این زمینه مشاوره بروید.

 

 فشار:

اینکه چون دیگر دیر شده و سنتان بالا رفته است، یا دیگران شما را تحت فشار قرار داده اند، یا دوستان و برادر و خواهر شما همه ازدواج کرده اند، دلیل مناسبی نیست تا شما نیز با عجله و اضطراب تصمیم برای ازدواج بگیرید. بسیاری با خود یا دیگران لج میکنند یا بدلیل ترس و عزت نفس ضعیف، انتخاب را گردن شرایط یا دیگران میگذارند تا عواقب بعدی را بر عهده نگیرند. در حالی که این شما هستید که باید مسئولیت زندگی را بر عهده داشته و هزینه های این تصمیم را بپردازید حتی اگر خود انتخاب نکرده باشید. زیرا در این حالت باز شمایید که انتخاب کرده اید، انتخابی نکنید! اینکه خود را مجبور میدانید از مسئولیت شما کم نمیکند.
 شباهت ها:

افراد فکر میکنند آن کسی مناسب ازدواج با آنهاست که کاملاً شبیه آنها باشد پس ناگزیز توسط ذهن خود دیگری را شبیه سازی میکنند و تفاوتهایش را ندیده یا انکار میکنند. اما بعد از ازدواج تازه آن تفاوتها دیده شده و حالا نمی توانند بپذیرند! هیچ دو آدم شبیه به هم پیدا نمیشود.این احساسات و تخیلات ماست که فکر میکنیم دیگری که عاشقش شده ایم کاملاً شبیه ماست.شبیه ما حرف میزند شبیه ما راه میرود شبیه ما فکرمیکند.

درباره ی mahsa

همچنین ببینید

تست شناخت شخصیت درونی افراد مختلف – شماره 2

گاهی با طرح   سوالاتی و پاسخ دادن به آنها می توان از شخصیت درونی افراد …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *