خانه / روانشناسی / شخصیت شناسی / من به کمال آنچه در توانم هست،می توان برسم اگر…

من به کمال آنچه در توانم هست،می توان برسم اگر…

من موجودی متمایز و منحصر بفردم اما این به معنی استثنایی بودن و ممتاز از همه نیست؛ هستی برای من خلق نشده اما وجود من در این هستی، هدفمند و ارزشمند است و من باید در این دنیا رسالت خویش را پیدا و چیستی و چگونگی (فلسفه) وجود خود را بشناسم و آنچه میتوانم باشم، بشوم.

 

 

مشکل ما از جایی شروع میشود که هستی خود را بی معنی و بی هدف میدانیم یا ارزش آن را به داشته های بیرونی یا نداشته ها وابسته میدانیم. همین که هستید باشعورترین مخلوق عالم هستید و حالا باید خودتان را از نو خلق و خالق خود باشید و هیچکس به خوبی خودتان نمیتواند هویت شما را بسازد.

 

اوقات زیادی ما در زندگی رها میشویم، مچاله میشویم و با تصمیم هایی که میگیریم و حوادثی که به سراغ ما می آیند آلوده میشویم و ما فکر میکنیم که بی ارزش شده ایم اما هیچ اهمیتی ندارد که چه چیزی اتفاق افتاده یا چه چیزی اتفاق خواهد افتاد. شما ارزش ذاتی و حقیقی خود را از دست نمیدهید. ارزش شما به توجه و تایید دیگران نیست چون شما انسان هستید نه کالا برای فروش
انسان مانند دانه ای که میخواهد و می باید درخت شود؛ شایستگی بالقوه دارد به کمالی که خداوند درونش نهاده و به ظرفیتی که برای انسان بودن دارد جامه عمل بپوشاند. تا چقدر موفق میشود به این بستگی دارد که چه اندازه احساس خود ارزشمندی و لیاقت داشته باشد. تا چقدر توانسته باشد ارزشهای جهان شمول انسانی را در خود پرورش داده و تا چقدر توانسته باشد به دانایی، توانایی و آزادگی رسیده باشد.

 

 

پس دلیل ارزشمندی انسان هر چه باشد مهم این است که او آگاه به ارزشهای ذاتی اش باشد و در واقع احساس خودارزشمندی کند؛ این احساس با تلاشی که انسان برای بهتر شدن و کمال انجام میدهد جلوه میکند. ممکن است در مسیر این تلاش به چیزهایی نرسد اما همین که تلاش میکند باشد و بشود کافیست! این تلاش، حرکتی خودآگاهانه برای تحقق خودشکوفایی است.

 
وقتی گفته میشود انسان، ارزشمند است منظور انسانی با مذهب، دارایی یا شکل خاصی نیست! اگر نسبت به اینکه چرا اصلا انسان، ارزشمند است ابهام داریم ممکن است دلیل ارزشمندی انسان را به بیرون یا چیز خاص و عجیبی گره زده باشیم اما پس از اینکه احساس خودارزشمندی در انسانها مانند یک باور عمیق درآید حالا تمام اعمال و رفتارشان به گونه ای است که میخواهند این احساس خوب را در جهان متجلی و عملی کنند.

 

 

 

متاسفانه والدین و اجتماع، ما را به گونه ای بار آورده اند که انسان را به واسطه متعلقات بیرونی خوب و ارزشمند بدانیم و چون برخی از ما خود را خوب نمیدانیم؛ اتفاقا یا کار بد میکنیم یا میخواهیم دیگران ما را خوب بدانند.

درباره ی mahsa

همچنین ببینید

تست شناخت شخصیت درونی افراد مختلف – شماره 2

گاهی با طرح   سوالاتی و پاسخ دادن به آنها می توان از شخصیت درونی افراد …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *